سيد حسن آصف آگاه
262
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
( 6 ) . دربارهء ويشتاسپ ( گشتاسپ ) نگاه كنيد : بخش زند بهمن يسن ، يادداشت 1 . ( 7 ) . دربارهء داراى دارايان ر . ك : بخش دربارهء گزندى . . . ، يادداشت 23 . ( 8 ) . ر . ك : ديانت زرتشتى ، ص 66 . ( 9 ) . ر . ك : همان ، ص 67 . ( 10 ) . ر . ك : همان ، ص 108 . ( 11 ) . ر . ك : دينهاى ايران باستان ، نيبرگ ، ترجمهء دكتر نجمآبادى ، ص 2 و 452 به بعد . ( 12 ) . ر . ك : همان ، ص 426 - 427 . ( 13 ) . زروان ، پهلوى : n ? awruz ، اوستا : - n ? avrz به معناى زمان ، كه در متنهاى فارسى ميانه به عنوان ايزد زمان شناخته شده است . نيبرگ در دستورنامهء پهلوى ( 2 / 232 ) اين نام را بهصورت navruz و اوستايى آن را - navruaz ضبط نموده است . مهرداد بهار دربارهء كهنترين مدارك كه از اين نام در آن مطالبى آمده مىنويسد : « كهنترين مدارك ما دربارهء نام زروان محتملا مدارك نوزى است كه متعلق به قرن دوازدهم پيش از مسيح است كه در آن نام na - aw - ra - az شباهت بسيار با نام زروان دارد و علاوه بر آن ، جزو awraZ با پيشنامهاى ديگرى تركيب شده است . [ * ] مدارك ديگرى نيز داريم كه وجود نام اين ايزد را پيش از عهد ساسانيان نشان مىدهد ، از جمله ، اوستا و آثار مهرى اروپايى ؛ ولى اطلاعات وسيع ما دربارهء زروان به دورهء ساسانيان مىرسد كه مدارك پهلوى ، مانوى ، ارمنى و سريانى بسيارى را دربارهء زروان و دين زروانى در دسترس ما قرار مىدهد » . وى در ادامه مىگويد كه از مجموعهء اطلاعاتى كه دربارهء زروان به دست مىآيد ، مىتوان چنين گفت : « زروان خداى زمان است و اغلب در نوشتههاى پهلوى با نام زمان از او ياد مىشود . در اوستا شخصيتى كوچك و اندك اهميت دارد . اما از نوشتههاى عصر ساسانى برمىآيد كه او خدايى سخت مورد ستايش تودهء مردم بوده است . خدايى كه به عنوان خداى زمان ، ذات او جاودانگى است و به عنوان خداى مكان ، همهء آفرينش در او است و بيكرانه است و جز او ذاتى بيكرانه نيست . او سرچشمهء هستى است . او بن مايهء ماده ، زمان ، قرار كيهانى و سرنوشت است . او هستى كل است . منشايى ندارد و خود منشأ همهچيز است . هيچكس نمى - تواند بر او برآشوبد و بر وى فرمانروا شود . خرد و قدرت او نيز بيكران است . علاوه بر اينها ، او خداى مرگ ، خداى داور ، خداى قرار و نظم ، خداى تاريكى و روشنى و خداى سرنوشت است . اما زروان چون بيكرانه است . براى هيچيك از آفريدگان او ، حتى خدايان ، قابل شناخت نيست . از زروان بيكران ، زروان كرانهمند با نه هزار سال درازا پديد مىآيد كه در طى آن ، ميان هرمزد و اهريمن ، كه دو فرزند زروان بيكرانهاند ، نبرد درمىگيرد و با پيروزى هرمزد بر اهريمن ، پس از نه هزار سال نبرد ، دوران زروان كرانهمند به سر مىرسد .
--> [ ( * ) ] قوم نوزى كه در اطراف كركوك فعلى در عراق ساكن بودند ، به زبان هورى يا خورى سخن مىگفتند ، زبانى كه از آكادى جدا بود . خشتهاى نوزى متعلق به ميانهء هزارهء دوم پيش از مسيح است . اپنهايم معتقد است جزو awraz در نامهاى مركب ، نام يك خدا است . براى اين نكته ر . ك : , 21 , gnuhcsroftneirO r ? uf evihcrA ni ; nemaN - izuN nehcsitimesthcir ned uz neidutS , miehneppO oeL . 13 . p , 9 - 7391